
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ این شاید تلخ ترین سکانس جام بود. تلخ تر از زهر. لحظه نرسیدن و حسرت کشیدن. حسرت برای ابرستاره ای که بی تردید شایسته ترین فرد برای بالا بردن آن جام زرین بود. درست مثل ۴ سال قبل که در لوسیل با دشداشه عربی بعد از یک فینال دراماتیک جام را بالای سر برده بود. لحظه ای ناب یا یک کت واک جذاب! این بار هم می خواست این خاطره طلایی را تکرار کند. اما نشد. هر کار کرد نشد.
خیلی نزدیک. شاید هم خیلی دور. آرام آرام قدم برداشت. با ساق هایی که انگار هزار کیلو وزنه به آن آویزان بود. با شانه های آویزن. چهره دژم و ورشکسته. گویی غم همه عالم در چشمانش نشسته. روی سکو رفت. مدال گرفت. از جام رد شد و بدون لمس آن، از سکو پایین آمد. لحظه آخر برمیگشت و به جام نگاه کرد. یک نگاه حسرت بار. نگاه یک عاشق همه چیز باخته به معشوق. لحظه ای که هیچ چیز حریف بغض نشد. بغضی که شکست و اشکهای بی اختیار تا رختکن ورزشگاه بند نیامدند. واکنشی صادقانه به یک شکست. بدون نمایش. بدون هیچ چیز اضافهای. این آخرین قابِ نابغه در جام جهانی بود اما آخرین قاب او در فوتبال نیست.
از طلوع درخشان در ۲۰۰۶ تا ایستادن در یک قاب مشترک با دیگو مارادونا در سال ۲۰۱۰. از یک تنه کشاندن آن آرژانتین زخمی و بیستاره ۲۰۱۴ به فینال تا تلاشهای بیوقفه برای نجات دادن تیم بحرانزده ۲۰۱۸. از قهرمانی تاریخی و افسانهای سال ۲۰۲۲ تا یک فینال دیگر با آلبی سلسته در سال ۲۰۲۶. همچنان درخشان. همچنان سحرآمیز. همچنان اعجوبه. همچنان بدون توقف. همچنان مسی. حتی در ۳۹ سالگی. ممنون برای همه این جام جهانیهای شگفتانگیز.
خیلی وقت است که بردن جام جهانی، دیگر رویای مسی نیست. خاطره اوست! آنچه رویای این روزهای لئو بود، به «تکرار» قهرمانی مربوط میشد. دنیای فوتبال اما هیچ حسرتی برای مسی ندارد. چون او را با جام قهرمانی همین تورنمنت تماشا کرده. دوشادوش ستارههایی از این نسل که لئو را میپرستند. کنار مردمی که او برایشان دیگر از سطح یک اسطوره هم بالاتر رفته. شکست روبروی اسپانیا، پایان دوران لئو نیست. او را با جام های رنگارنگ با جادوی تمام نشدنی به یاد می آوریم.
او در تمام این سالها بالا و پایین زیاد دیده اما در نهایت به قله رسیده، به آن بالا، بالای بالا. میگفتند در تیم ملی موفق نمیشوی. میگفتند قهرمانی کوپا را به دست نمیآوری. میگفتند قهرمان جهان نمیشوی. میگفتند حریف انگلیس نمیشوی. میگفتند برای دومین بار به فینال نمیرسی. گفتند و گفتند و گفتند. بردی و بردی و بردی. و حالا اینجا ایستاده ای. باز هم بر قله. باز هم بالا. حتی اگر جام در دستانت نباشد. تو هرگز تمام نمی شوی. هرگز فراموش نمی شوی. جادوی تمام نشدنی.
253 258



